امروز همه سرشان شلوغ است. شهر ما شهر شلوغي است.
مردان اين شهر، از اول صبح تا پاسي از شب، منزل را در حسرت يك لقمه نان و چند جرعه آب، ترك ميكنند.
دريغ از يك نگاه مهرآميز و يك بوسه بر فرزند؛ اين گلهاي خندان عطشناك.
شهر ما شهر شلوغي است.
زنان و مادران اين شهر، در اشتغال به كار و دانش، از مردان اين شهر كم نميآورند و در كنار مردان، مردانه رقابت ميكنند. رقابت در انباشتن دارايي و دانايي.
... و دريغ از يك ذره رفاقت در ميان اين همه رقابت.
شهر ما شهر شلوغي است.
فرزندان اين شهر، گماشتگانِ در كودكستانها و دبستانها و يا منزل مادر بزرگها هستند كه تغذيه كننده مهري بيگانهاند؛ و يا بعضاً در ميان محيطهاي ميكربزا و فضاهاي مجازي[1] غوطهور.
كجاست مادر؟ اين الهه عطوفت و مهرباني.
كجاست پدر؟ اين تكيهگاه مقتدر و قاطع.
كجايند پدران و مادران؟ اين باغبانان بيمزد و منّت و خدايان مهر و قهر.
به گوشم میگوید: افقی روشن در رها است. شما هم گوش کنید:
یا ایها الذین آمنوا الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور ...
[1] ـ ماهواره، اینترنت، بلوتوث و...
بجنورد ميزبان دولتمردان است. قرار ما (يعني جماعتي كثير از آخوندهاي خراسان شمالي) با رئيس جمهور 6 صبح پنجشنبه 18/7/87.
به زعم اينكه در گوشه اي از درندشت مصلي، فرصتي هم براي سخن شفاهي ما با دكتر احمدي نزاد (ببخشيد كيبورد من "ر" (با سه نقطه روي آن) را نميزنه!) ميدهند، 500 كيلومتر راه را بر خودم هموار كردم (km500 با احتساب رفت و برگشت).
وقتي در ذيل سؤال من از مجري جلسه، مبني بر اينكه "آيا برنامه اي هم براي پرسش شفاهي از آقاي رئيس جمهور در نظر گرفته ايد؟" با يك "نه" مواجه شدم، راه آمده كه گذشته بود، ولي براي اينكه دشواري راه برگشت به مشهد بر من آسان گردد، علي رغم جلوگيري انتظامات، خودم را از صفوف پاياني به صف اول جلسه رساندم! چشم در چشم احمدي نزاد. (باز ببخشيد "ر" با سه نقطه ندارم!)
از سه موضوع گفت:
1) از سياست خارجه؛ لبخندهايش نشان ميداد كه او واقعا غرب را يك "قدرت پوشالي" ميداند.
2) از پيشنهاد طرح تحول اقتصادي خود؛ خم ابروانش حكايت از دغدغه و دلسوزي صادق او داشت.
3) از برنامه هاي فرهنگي و مذهبي دولت؛ محوريت مساجد كشور در برنامه هاي اقتصادي
@@@@@
با جمله هميشگي اش: "پيروز و سر بلند باشيد" برخاستم. از پشت سر جمله سؤال برانگيز من رئيس جمهور را سر جاي خود ميخكوب كرد: آقاي دكتر! ما از شما گلايه داريم!! برگشت و با حركاتي كه نشان از جديت او در شنيدن گلايه داشت، سر به زير، گفت:
- بفرماييد! ميشنوم!
- آقاي دكتر! شما در سفرهاي استاني، به اتفاق وزرا و مشاورهايتان ميان مردم و شهرها پراكنده ميشويد ولي مشاور جنابعالي در امور روحانيون درباره ما كوتاهي ميكنه!
- نه ايشون ميان!
- الان توي اين جلسه كه نبود؟!
- چرا! الان توي بجنوردند! آمدند
- خوب! ما بايد سراغ ايشون بياييم يا ايشون به سراغ ما؟
- .... (س)
- آقاي دكتر! من از كوتاهي آقاي بي ريا در سفر شما به مشهد هم سراغ دارم. ايشون يك شخصيت علمي اند نه اجرايي. در ضمن مسنند نه جوان. روحيه فعال شما را ندارند. ايشون را عوض كنيد!
- چشم!!
ادامه وقت كم آوردم. باشه براي فردا .... ببخشيد
آورده اند یکی از صادقان به بازار شد تا بنده ای خَرَد.
غلامی را پیش آوردند گفت: ای غلام چه نامی؟ گفت: فلان. گفت: چه کار کنی؟ گفت: فلان کار. صادق گفت این را نخواهم. غلامی دیگر اوردند. گفت:ای غلام
- چه نامی؟ گفت: آنچه توام خوانی!
- چه خوری؟ گفت: آنچه توام دهی!
- چه پوشی؟ گفت: آنچه توام پوشانی!
- چه کنی؟ گفت: آنچه توام فرمایی!
- چه اختیار داری؟ گفت: من بنده ام. بنده را با اختیار چه کار؟
- این بنده راستین است. او را بخرید.
جلاء الاذهان و جلاء الاحزان: ۱/۳۱
از بایزید بسطامی آن سلطان العارفین پرسیدند:
- شنیدیم بر سر آب راه میروی؟!
- چوب نیز بر سر آّب راه میرود!
- شنیدیم به هوا میپری بی وسیله!
- مرغ ها نیز .
- به شبی به کعبه میروی؟!
- جادویی[مرتاض] در شب از هند به دماوند میرود!
- پس کار مردان مرد چیست؟
- آنکه دل در کس نبندد جز خدای!
تذکره الاولیای عطار، ص211-256
برمن و شما پوشیده نیست که هر کسی از من و تو میکاهند؛ جز خدا!
و تنها خداست که بر ما می افزاید (بر توان ما، بر عشق ما، بر دانش ما، بر امید ما)
آیا رواست از کسی چون خدا بِبُرّیم و به کسی که از میکاهد دل ببندیم؟!
البته که به تعبیر بزرگان دیانت و حقیقت، با مردم باش بی مردم باش!
احساست را دوست دارم دوست عزیز!
منو از روح لطیفت دریغ نکن!
توفیقی شد یک روز بهاری دیگری را (به جز 12 اردیبهشت) در جمع دانشجویان یکی از دانشگاه های مشهد باشم. موضوع صحبتمان از پیش مشخص شده بود: «گفتگو پیرامون ولایت فقیه»
بی انصافها مگر بس میکردند؟! از بعد نماز ظهر بگیر تا نزدیک چهار! نه از یک لیوان آب خبری بود و نه از یک قرص نان!
دانشجو جماعت، دغدغه سیاسی چندانی ندارد. به ویژه درباره موضوعی که به بهانه ضدیت با آن کسی جرات بلند کردن صدا را ندارد!.
خلاصه توپ بحث را به میدان دانشجوها انداختم (ببینم حرف دهانشان چیه!!) بخشی از سوالاتی که رد وبدل شد از قرار زیر بود (حرفهای من بماند اگر نیازی بود. بیشتر از هر چیز، انعکاس ذهنیت دانشجوی جمهوری اسلامی ایران از بعد سه دهه درباره موضوع ولایت فقیه برایم مهمه تا حرفها و جوابهای من و امثال من. چیزی که زیاده همینه!):
ü مفهوم ولایت مطلقه فقیه چیه؟ یعنی هر کاری میتونه انجام بده؟ حتی خلاف قانون؟
ü آیا تئوری ولایت مطلقه فقیه را تنها امام مطرح کرد یا مراجع ودانشمندان دینی دیگری هم آنرا قبلا قبول داشتند؟
ü تنفیذ حکم ریاست جمهوریی که از سوی مردم انتخاب شده توسط رهبری امری تشریفاتی است یا معنای خاصی دارد؟ آیا این بی توجهی به انتخاب مردم نیست؟
ü با استناد به آیه اطیعوالله و ... اولی الامر منکم... میشه گفت ولایت فقیه مصداقی از این تعبیر است؟ بنابراین میشه گفت: به دلیل مجاورت این تعبیر با ولایت مطلقه خدا و رسول، ولایت ولی فقیه نیز باید معصومانه باشد؟
ü اگه ولی فقیه معصوم نیست-که نیست- پس جایزالخطاست. اولا ولایت فقیه امکان خطا در او هست پس در این صورت از صلاحیت می افتد. ضمن اینکه چگونه میشود یک پیر مرد 70یا 80ساله در عمر خود خطا نکند و یا بکند ولی خبرگان رهبری آنرا منعکس نکند؟ به نظر من (ایشان نه من!) حتی یک خطای کوچک هم برای مقام بالایی چون ولی فقیه یک خطای بزرگه و او را فاقد صلاحیت میکنه.
ü چرا ولی فقیه مشکلات کشور را حل نمی کند؟ بیخبره؟ یا خودش را به ...؟
ü آیا باید ولی فقیه یکی باشه یا متعدد؟ پیش از امام چی؟
ü اگه ولایت فقیه همان ولایت معصوم را داره (طبق نظر امام در کتاب ولایت فقیه) پس اگه ولی فقیه بگه (چنانچه امام صادق گفت:) "خودت را داخل آتیش بنداز باید بیاندازیم"؟!
اگه لازم بود درباره این پرسشها یاداشتهایی خواهیم نوشت.
به نظر عالی لازمه؟ لازم نیست؟ خونمون؟!!!....
"فریاد مورچه ها" آخرین ساخته کارگردان جنجالی سینمای ایران است.
فیلم دو بازیگر اصلی دارد (محمود شكرالهى و مه نور شاد زى( لونا شاد)) که هردو از تهيه كنندگان فيلم هستند.
خلاصه داستان:
دختري که به خدا باور دارد، عاشق مردي است که به خدا باور ندارد آن ها تصميم مي گيرند، براي ماه عسل به هند بروند و …
زوج جوان براى ما عسلشان بدنبال يافتن " مرد كامل" به سرزمينى آمده اند كه بقول دختر فاحشه فيلم " سيصد مليون مذهب در آن حكمفريايى ميكند" . مرد خدانشاس و كمونيست بدنبال زنى در چنبره اى از وابستگى هاى عرفانى در پى يافتن حقيقت به اين سفر رهسپار شدند. زن نمونه اى نمادين از نسل حاضر ساكن در ايران است كه براى فرار از مصائب و تلخى ها زندگى به سكون و عرفان وابسته شده اند.
فيلم سرشار از حرف هاى ناگفته است. مرد جابجا منكر خدا ميشود و وجود او را در پس اينهمه فقر و رنج و درد به محاكمه ميكشد. او خدا را سنگدل و بيرحم معرفى ميكند و ميگويد اگر خدا سبب بوجود آمدن و خلقت اين همه انسانهاى بدبخت در جهان شده پس خودش از همه جنايتكارتر است.
در دو جای فیلم پدیده ای به اسم معجزه مثل آب خوردن انکار میشود.
در این اثر متفاوت، ديالوگ هايى قرار داد كه هر كدامشان تلنگری به ذهن مخاطب است. همچنین در چند جای این فیلم زنانی با بدنی تمام عریان دیده میشوند!
دوازده ارديبهشت روز معلّمه اين روز را به همه معلمان تبريك ميگويم
و نيز روز شهادت انديشه نامدار ايران،
اسلام شناس اصلاحگر،
متكلم التقاط ستيز،
فيلسوف ارتجاع سوز،
فقيه نوانديش،
عالم دنيا گريز
علامه مرتضي مطهري.
ستايش هاي بسياري از استاد مطهري شده، از جانب دوست و دشمن.
جداي از همه اينها، آقا مرتضي در چشم و دل منِ جوان – كه تمام آثارش را مطالعه كرده ام-
داراي ويژگي هايي كه در ساير روشنفكران كمتر پيدا ميشود.
من اين ويژگيها را با استناد به آثار استاد بيان ميكنم:
- جامعيت علمي (علوم عقلي و نقلي، حوزوي و دانشگاهي) و تفسير سيستمي از اسلام
- خرافات ستيزي و مبارزه بي امان با كج انديشان (عرفان حافظ، علل گرايش به ماديگري)
و اصلاح برخي ازمفاهيم (حق و باطل، احياء تفكر ديني) احياء برخي از انديشه هاي
بنيادين ديني (فطرت، حقوق طبيعي انسان و...)
- زمان شناسي و نياز سنجي (اسلام و مقتضيات زمان، نقد فيلم محلّل)
- شارح تواناي فلسفه صدرا و سينا به زبان همه فهم (شرح منظومه، الهيات شفا، علوم اسلامي)
- دفاع از مليت (خدمات متقابل اسلام و ايران)
- روحيه علمي، آزادانديشي و پرهيز از تعصب و پرهيز از شخصيت زدگي
براي يك جوان و هر كسي كه دنبال تفسيري ناب و بيطرف از دين و معارف ديني است؛
مطالعه نظام مند و ترتيبي آثار استاد ضروري است.
به نظر بنده آثار ايشان پيش و بيش از اينكه اطلاعات ديني ارائه دهد
(كه بي ترديد آثاراو يكدوره اسلام شناسي است)، بيشتر از اين، روحيه نقدپذيري، آزادانديشي، انديشه ورزي و تعقل را به مخاطب تزريق مي كند.
چيزي كه من و شما در حد اضطرار به آن محتاجيم.
من اين اثر را در آثار مرتضي مطهري چشيده ام.
دوست عزيز! ببين و بچش!
اگه مايل باشي روش مطالعاتي آثار را از ساده به مشكل در اختيارت ميگذارم.
مايلي؟!